سید ابوالقاسم متخلص به "نباتی" فرزند میر یحیی (ملقب به سید محترم اشتبینی) در سال 1191 ه-ق در روستای زیبا و توریستی اوشتبین واقع در شرق دیزمار ارسباران به دنیا آمد.او به سه زبان آذری(زبان قوم ماد) ،ترکی آذربایجانی و فارسی شعر میسروده است.تخلص او "نباتی" ، "مجنونشاه" و "خان چوپان" بود.او در شعر از اشعار حافظ،مولوی،نسیمی،خیام،جامی و ...الهام میگرفت.غزلیات به جا مانده از او نشان میدهد که او به صوفیگری و فلسفه شرق آشنا بوده است. اطلاعاتی که از او به یادگار مانده است نشان میدهد که در دوران جوانی به باغداری و دامداری مشغول بود. ابوالقاسم نباتی در تکمیل مراتب معنوی و درک انفاس قدسی به دارالارشاد اردبیل عزیمت کرده و در آنجا از محضر عارف عصر شیخ صدرالدین اردبیلی تلمذ نمود و از دست پیر خود شاخه نباتی را گرفت که سرّ تخلص نباتی نیز در این نهفته است.وطن پرستی حکیم نباتی و عمق عشق وی به دختری بنام "نبات" در آن سوی ارس ، باعث شد تا حکیم راه خود تبعیدی برگزیند و در شهر اهر در بقعه شیخ شهابالدین اهری به عرفان و فلسفه شرقی روی آورد.و حکیم این چنین شعر سارای را می سراید:
حکیم نباتی در اواخر عمر از اهر به زادگاهش باز گشته و در نزدیکی روستای اوشتبین در یک بلندی مینشسته و به آن سوی ارس و طبیعت زیبای اوشتبین مینگریسته و به یاد اراضی ومعشوقه از دست رفته میگریسته و شعر میسروده است.حکیم نباتی در سال 1262 ه-ق در گذشته است و اهالی او را در همان تپه دفن کردند. تعداد ابیات آذری(زبان قوم ماد) از او در مقایسه با اشعار فارسی و ترکی آذربایجانی او ناچیز است.دیوان اشعار او در تبریز و باکو به چاپ رسیده است.منظومه دیگر او به نام "عین العشق" در لاهور به چاپ رسیده است.
نـــدن اول بوتی پریوش داهــــــی بیر بو یانه گلــمز
مگر اول خرابه ائودن اوسانـــیب جــزانه گلمــز
نه قلیم ، ائدیم نــــه چاره ،او نـــــــگاره نازنـــینه،
بویانیـب جاهان سوزوندن. ئوزو بیرعیانه گلمــز
باشینا دؤنوم، دولانیــــم، او بویون بلاسیــن آلــــیم،
نیــیه تـــورک چشم مستین اوخو بو نشانه گلمــز
دؤشه نیب عبیر زولفون نه خوب آل یاناغین أوزره،
نییه بس او قارغی ساچین اوزانیب دابانه گلمــــز
لب لعل روح بخشین ، گلـــــــه بیر ترحــــــــم أوسته
دیریلیر بوخسته بالله!دئمه کیم کی جانه جانه گلمز
دئمه چوخ گوزلدی لیلا،نچدیــــــــر اوزون زلیــــخا،
بئلـــه بیر دلبر دلبر فسونکار داهی بو جهانه گلمز
من اونون قاداسین آللام، من اونــــــون فداسی اوللام،
او ندیـر کی یوخدو سانی،او بو سؤزدو سانه گلمز
دئسه گونده اللی مین یول بو سؤزو اگر زبانیــــــــم ،
یئنه دئر کــی بیرده سویله،یورولوب آمانه گلمـــز
منـــــی چوخدا منع قیــــــلما،بو فغان و های هویدان،
اود ایچـــینده بس أوزرلیک نه قیلار فغانه گلمـــز
چاغیرین«حسین بالا»نی اوخوسون بو خوش کلامـی
ائلـــه بیرده داهی بالله ، بئله خوش زمانه گلمـــز
سنه درد هجـــــری هجری یکسر ائدرم حکایت آمما،
قلم ألده سیز سیزیلـــدار که بو سؤز بیانه گلمــــز
هانی بس گؤرون نه اولدو، منی درد و غم توکتـــدی،
نییـــــه گلمه دی یوباندی، نه ائدیب بهانه گلمــــز
«باسار ایـــــت»هایاندا قالدی هانی فیشقریق صداسی،
نه گلیبدی خان چوبانه،کی بو قیش موغانه گلمـــز
بو سؤزو بگنمه سین ، قوی او رقیــــب نحس مشئوم،
بئله لعل و دورر مکنون، ائله چال قابانه گلمـــــز
گوجیله دگیل عزیزیم، بو شهـــــــــاب عشقدیر، عشق
که او برق نخـــــل ایمن هر اودون ییغانه گلمــــــز
قلم شکسته قدله سؤزو رشــــک د ورر نـــــــاب ائت،
ائــــــله داهی بیرده بالله،بئله خوش زمانه گلمــــــز
کـــــــــــــــئچر عرش کبریادان تــــف برق آه عاشق،
آلیشار،یانار و لاکین گؤزه بیر زبانه گلمــــــــــــــز
سر کوی یاره گئتمیش یئنه قان قان ایــــــــچون نباتی،
او بلالی عاسیق اینـــــــــــــــدی باتیب آل قانه گلمز
مرحوم دکتر حسن اهری در سال 1301 در خانواده ای متقی و اصيل بدنيا آمد. در طول تحصيل و در دوران دانشکده هميشه دانشجوی ممتاز بود.
در سال 1334 موفق به اخذ تخصص بيماريهای کودکان شد. وی همچنين در رشته آلرژی کودکان تجربه بسيار مفيدی کسب نموده بود. پس از بازگشت به کشور وی به گروه کودکان دانشکده پيوست و در سال 1346 به رتبه استادی اطفال نائل شد. دکتر حسن اهری در طول حيات علمی خود در کنگره های مختلف علمی و بين المللی کودکان در کشورهای مختلف از جمله آمريکا, کانادا, سوئيس, ترکيه, پاکستان و ژاپن شرکت کردند. ايشان به همراه دکتر محمد قريب پايه گذار طب نوين اطفال در ايران از بنيانگذاران بيمارستان مرکز طبی کودکان و اولين رئيس بيمارستان بود. از ديگر فعاليتهای علمی و ارزشمند ايشان انتشار اولين مجله علمی بيماريهای کودکان در ايران به زبان انگليسی و فارسی بود. انتشار اين نشريه که همزمان با افتتاح بيمارستان آغاز شد تا 3 سال ادامه يافت و وی تا پايان حيات خود به عنوان مدير مسئول اين نشريه فعاليت نمود. وی چند
ين مقاله علمی در زمينه بيماريهای کودکان و آموزش پزشکی رشته کودکان در اين مجله به رشته تحرير در آوردند. وی در هفدهم بهمن ماه 1349 بدنبال ابتلا به يک بيماری حاد دارفانی را وداع نمود.
- ↑ «زندگینامه دکتر حسن اهری بنیان گذار مرکز طبی کودکان». وبگاه بیمارستان مرکز طبی کودکان.
- ↑ «زندگینامه دکتر حسن اهری». وبگاه گروه کودکان دانشگاه علوم پزشکی تهران
فرزند میرزا ابراهیم امام جمعه اهرى امام جماعت و نمایندهى دورهى ششم مجلس شوراى ملى، در 1287 ش در اهر متولد شد. تحصیلات ابتدائى و مقدماتى را در اهر پایان داد و براى ادامه تحصیل به تبریز رفت و در مدرسهى حكمت ادامه تحصیل داد. در 1305 كه پدرش از اهر به وكالت مجلس انتخاب شد و به تهران آمد، خانوادهى خود را به تهران منتقل كرد و علىاكبر وارد دارالفنون شد و دیپلم ادبى گرفت و به مدرسه عالى حقوق و علوم سیاسى رفت و دورهى مزبور را در رشتهى قضائى پایان داد و لیسانسیه شد و به خدمت قضائى درآمد. پس از چندى از طرف وزارت عدلیه براى ادامه تحصیل به فرانسه اعزام شد و درجهى دكترا در حقوق گرفت و به تهران بازگشت و مشاغل قضائى را ادامه داد. تمام مراحل قضائى را از دادیارى و بازپرس و رئیس صلحیه و محكمه جنحه طى كرد و سرانجام به ریاست دادگاههاى شهرستان تهران كه از اهم مشاغل قضائى بود، منصوب گردید. بعد از شهریور 1320 كه بحران دموكراسى در كشور حكمفرما شد و احزاب مختلفى در صحنهى سیاسى ایران بوجود آمد، وى نیز عضویت حزب عدالت را پذیرفت و از لیدران حزب مزبور شد. در 1325 كه قوامالسلطنه حزب دموكرات را بنیان نهاد، اهرى وارد آن حزب شد و از فعالین و ناطقین حزب مزبور شد. وى خطیبى خوشگفتار و برجسته بود و با ایراد نطقهاى منطقى در حزب مزبور جائى براى خود باز كرد و سرانجام كاندیداى حزب دموكرات ایران در اهر شد و به مجلس پانزدهم راه یافت و در مدت كوتاهى با ایراد سخنرانى و نطقهاى انتقادى از نمایندگان سرشناس گردید و به دربار نیز راهى پیدا كرد. در دورهى شانزدهم نیز به وكالت مجلس از اهر انتخاب شد و در آن مجلس هم از وزنههاى پرتلاش و قابل توجه بود. در مجلس هفدهم نیز كه انتخابات آن بوسیلهى دكتر مصدق بطور نیمبند انجام گرفت، براى بار سوم به وكالت منصوب شد. پس از 28 مرداد به حرفهى وكالت دادگسترى پرداخت.
برگرفته از کتاب: شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران (جلد اول)
شيخ احمد اهري در سال 1268 ه . ش (1305 ه . ق) در شهرستان سرسبز اهر ديده به جهان گشود. او در زادگاهش دوس مقدماتي را فرا گرفت. وي درسال 1327ه.ق سطح مقدماتي و دروس فقه و اصول را در حوزه علميه تبريز شروع كرد. وي درسال 1338ه.ق بار سفر به سوي عتبات عاليات بست و مدت سي و دو سال از محضر بزرگان كسب علم و فضل كرد. او به طور رسمي به عنوان استاد حوزه پذيرفته شد. آيت الله اهري در مدت اقامتش در حوزه علميه نجف به تاليف كتابهايي نيز پرداخت كه به جهت تنگدستي موفق به چاپ اثارش نشد. آيت الله اهري در سال 1370ه.ق به جهت زيارت مرقد امام رضا(ع) و ديدار اقوام به ايران مسافرت كرد و درزماني كه در آذربايجان بود، به خلا حضور علماء بزرگ پي برد. به همين جهت وقتي بزرگاني از اهالي تبريز از محضرش درخواست اقامت در شهر را كردند، با نهايت رغبت پذيرفت و تا آخر عمر به خدمت اسلام و مومنان آن ديار مشغول شد و مرجعيت ديني يافت.گروه : علوم انسانيرشته : الهيات و معارف اسلاميوالدين و انساب : پدر شيخ احمد اهري آقا حسين از مؤمنين آن شهر بود و در محله قديمي شهر زندگي ساده و بي آلايشي داشت.اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : در آن زمان شهر اهر با وجود اينكه وسعت و آبادي امروزي را نداشت ؛ لكن شهري عالم خيز بود و مكتبهاي بزرگ درسي در آنجا داير ميشد. مكتبهاي «ملا جليل» و «ملا فرج» كه آوازه آنها در منطقه آذربايجان پيچيده بود، متعلّق به اين دوره است. هر چند اين مكتبها در زمان تحصيل شيخ احمد اهري به مدارس ديني و علمي منظم تبديل شده بود ؛ لكن تا اوائل قرن چهاردهم هجري، قمري همچنان با نام «مكتب خانه» پر رونق بود.تحصيلات رسمي و حرفه اي : شيخ احمد اهري در زادگاهش دروس مقدماتي را فرا گرفت و پس از تكميل ادبيات، مدرسه ديني تازه تأسيس شده اهر را به مقصد تبريز ترك گفت. وي در سال 1327 ه . ق سطح مقدماتي و دروس فقه و اصول را در حوزه علميه تبريز شروع كرد و در آن زمان بيش از 22 سال نداشت.آقا شيخ احمد اهري يازده سال نيز در حوزه تبريز به تحصيل پرداخت. آقا ميرزا علي اكبر اهري، عموي آقا احمد اهري بود و عنايت ويژهاي به وي داشت. كتاب «قوانين الاصول» را كه در آن زمان بسيار مورد توجه حوزهها بود، خود به برادر زادهاش آموخت و پايه علمي وي از همانجا بود كه استحكام يافت. آقا شيخ احمد اهري در حوزه علميه تبريز در درسهاي سطح حوزه تبحّر يافت و گاه به تدريس نيز پرداخت. در سال 1338 ه . ق آقا شيخ احمد اهري هجرتي ديگر پيش روي داشت. او از دير زمان آوازه حوزه علميه نجف را شنيده بود و آرزوي درك آن مركز بزرگ علمي را داشت. در اين سال وي بار سفر به سوي عتبات عاليات بست و فصل نويني در زندگياش آغاز شد و به اين ترتيب آقا شيخ احمد اهري براي مدتي زياد در آنجا سكونت گزيد و از محضر بزرگان كسب علم و فضل كرد. آن مقطع، دورهاي بسيار پربار و پررونق براي حوزه علميه نجف اشرف بود ؛ چرا كه تنها در اين زمان در شهر نجف استادان بسيار متبحّر در علوم مختلف، حضور داشتند و جلسات درس و بحث علمي خود را در سطح بسيار عالي داير كرده بودند، وي حدود 10 سال از عمرشان را صرف تحصيل و كسب دانش از محضر بزرگان انجام داده اند.استادان و مربيان : از اساتيد معروف آن زمان چون: آقا شيخ عبد الرحيم كِلبري، آقا سيد ابو الحسن انگجي و آقا ميرزا علي اكبر اهري بهره برد. از اساتيد نجف حضرات آيات چون: شيخ الشريعه اصفهاني، ميرزا محمد حسن نائيني، ميرزا علي شيرازي (فرزند شيرازي بزرگ) آقا ضياء الدين عراقي، آقا شيخ محمد حسن غروي اصفهاني و آقا سيّد ابو الحسن اصفهانيهمسر و فرزندان : فرزندان شيخ احمد اهري عبارتند از آقايان:1 - مرحوم حجة الاسلام شيخ جواد اهري، استاد شيخ محمد كاشفي درباره ايشان ميگويد:«آقا ميرزا جواد اهري، آن موقع كه با ايشان آشنا شدم، نابينا شده بود. بسيار خوش بيان بود. داراي لهجه جالب و شوخ طبع هم بود. از او درباره نجف اشرف و ساير مطالب متفرقه كه ميپرسيديم، با زباني شيوا و رسا مطالب را بيان ميكرد. اهل قلم بود و يكي دو اثر هم از او هم چاپ شد. وي در حدود سال 1395 ه . ق در تبريز درگذشت و در قبرستان اماميه به خاك سپرده شد.»2 - مرحوم آقا محمود. 3 - مرحوم آقا حسين.زمان و علت فوت : شيخ احمد اهري در اثر كهولت سن در روز پنجشنبه (18/صفر/1388)ه . ق مطابق با ارديبهشت 1348 ه . ش در سن هشتاد و يك سالگي در تبريز به رحمت ايزدي پيوست. مراسم تشييع با شكوهي از سوي مردم و روحانيّت معظم آذربايجان به عمل آمد و پيكر پاك ايشان جهت مراسم خاكسپاري به شهر مذهبي قم حمل و در مقبره العلماي قبرستان ابوحسين به خاك سپرده شد.مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : شيخ احمد اهري در سال 1370 ه . ق به جهت زيارت مرقد امام رضا (ع) و ديدار اقوام به ايران مسافرت كرد و مدّتي فارغ از درس و بحث علمي روزهايش را سپري كرد. وي ابتدا به مشهد مقدس سفر كرد و به زيارت مرقد مطهر امام رضا (ع) شتافت. آنگاه به ديدار بزرگان حوزه علميه مشهد از جمله زعيم بزرگ، آيت الله ميلاني رفت و از آنجا به شهر مقدس قم آمد. در آن زمان حوزه علميه قم نيز پويا بود و بزرگاني چون: آيت الله حجّت كوه كمرهاي و آيت الله سيد حسين بروجردي عهده دار اداره حوزه بزرگ آيت الله حائري بودند. آيت الله اهري مدّتي در قم ساكن شد. هنگام ورود نيز از جانب اين بزرگان مورد استقبال قرار گرفت ؛ امّا به درخواست آنها كه اقامت در حوزه علميه قم بود، پاسخ مثبت نداد. آيت الله اهري از قم به تبريز رفت و مدّتي در زادگاهش با اقوام خود سپري كرد. در زماني كه در آذربايجان بود، به خلأ حضور علماء بزرگ پي برد. به همين جهت وقتي بزرگاني از اهالي تبريز از محضرش درخواست اقامت در شهر را كردند، با نهايت رغبت پذيرفت و تا آخر عمر به خدمت اسلام و مؤمنان آن ديار مشغول شد و مرجعيت ديني يافت. موقعيت و مقام علمي و اجتماعي آيت الله اهري كه سرپرستي حوزه علميه تبريز را نيز عهده دار بود، ارادت و عشق مردم به شخصيت والاي ايشان و توجه علماي نجف اشرف و بزرگان حوزه علميه قم، همه موجب شد كه وي در اكثر حوادث اجتماعي و سياسي به صورت مستقيم يا غير مستقيم شركت كند و راهنمايي مردم در جريانات را بر عهده گيرد. موارد زير نمونه هايي است از زندگي اين بزرگوار، از نگاه مدارك: 1 - در تلگرافها، آيت الله حكيم و آيت الله خوئي (از نجف اشرف به تبريز) درباره فاجعه مدرسه فيضيه و اهانت رژيم شاه به مقدسات اسلامي در تاريخ 42 / 1 / 14 شمسي، آيت الله اهري را يكي از مخاطبين قرار دادند و خواهان حمايت ايشان از قوانين الهي شدند. 2 - آيت الله خوئي در تلگرافي ديگر، به تاريخ آذر / 1342 ش، درباره بازداشت جمعي از علماء و وعاظ آذربايجان، خواستار فعّاليت موثر مرحوم آيت الله اهري براي آزادي آنان شد. 3- آيت الله اهري به همراه ديگر علماي برجسته تبريز در پي تصويب لايحه انجمنهاي ايالتي و ولايتي، از پيشگامان در مخالفت با اين قانون بود. به همين خاطر همراه با ساير علماي تبريز خواستار لغو لوايح سه گانه شد.فعاليتهاي آموزشي : شيخ احمد اهري بيش از بيست سال در كنار كسب علوم مختلف به تدريس پرداخت به گونهاي كه در حوزه علميه نجف كه آن زمان افراد برجستهاي ميتوانستند در صحنههاي علمي حاضر شوند، وي به طور رسمي به عنوان استاد حوزه پذيرفته شد.مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : با تأسيس صندوق قرض الحسنه و تشكيل هيئت رسيدگي به وضع مستمندان، وسيله خير و سعادت براي برخي از مردم شهرهاي آذربايجان شد.ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : زندگي شيخ احمد اهري پربار و همراه با خير و بركت بود. خصوصاً وقتي مقيم تبريز شد و به طور رسمي مرجعيت و امامت جمعه و اداره امور مؤمنان را عهده دار شد،اين خير و بركت چندين برابر شد. وي كه از لحاظ خانوادگي «اهري» محسوب ميشد، در بين آقايان تجار و بازاريها نفوذ فراوان داشت و از اين موقعيت به نفع فقرا بهره ميبرد.شاگردان : تلاشهاي شيخ احمد اهري در حوزه علميه نجف، نتيجه پرباري داد. در محضر اين عالم وارسته، هزار دانشجوي علوم اسلامي تربيت شدند و در خدمت تبليغ دين اسلام قرار گرفتند. دهها نفر نيز به مدارج عالي علمي، استادي و اجتهاد راه يافتند كه بسياري از آنها سهم ارزنده و تعيين كنندهاي درحوادث و جريانهاي نيم قرن اخير داشتند و بي گمان مهمترين آن، شكلگيري نظام اسلامي و جايگزين شدن ارزشهاي ديني به جاي ارزشهاي غير ديني در ايران است ؛ زيرا برخي از شاگردان آيت الله اهري حتي در رأس حركتها و رهبري جريانهاي مردمي به سوي واقعيتهاي ديني بودند.اسامي برخي از شاگردان وي به اين ترتيب است:(16)1 - مرحوم سيد مصطفي مولانا (از مراجع و اساتيد تبريز).2 - مرحوم ميرزا احمد سرايي.3 - شيخ محمّد غروي قزويني (ساكن قم).4 - مرحوم ميرزا كاظم تبريزي.5 - سيد علي مير غفّاري (آذر شهر).6 - آقا شيخ عيسي اهري (ساكن تهران).7 - آقا شيخ محمّد كاشفي (ساكن قم).8 - شيخ عمران عليزاده تبريزي.9 - مرحوم ميرزا احمد زنجاني.10 - مرحوم ميرزا علي اكبر قاري تبريزي.11 - آقا شيخ رضا توحيدي تبريزي.12 - آقا ميرزا محمود انصاري تبريزي.آثار : 1 حاشيه بر رسائل 2 حاشيه بر مكاسب 3 رساله در اجتهاد و تقليد تقريرات فقه استاد نائيني 4 رساله علميّه 5 رسالهاي در قاعده لاضرر ولاضرار
منبع:http://www.rasekhoon.net/Mashahir/show-903455.aspx
تؤره دیب سن نه قده ر، ان بویوک انسان قاراداغ
قارا داغ سان ده ییلیب، آدیوا بهتان قاراداغ
هرنه یازسام بو گؤزه ل، یوردوما، آز سویله میشم
دئمه ییب عومور یویی، تولکویه، آصلان قارادغ
گؤره سن بیر داها، دونیایا "بابک" گله جاق
صولت دیندن ائده تا، دونیانی حیران قاراداغ
داغلارا سس دوشه جاقدیر، وطن اولادی گلیب
اولاجاقدیر بو وطن، سیزله هراسان قاراداغ
ایش له سن، ایشله میه نلر، چاتاجاقلار یوکونی
اولاجاقدیر وطنیم، جمله گولوستان قاراداغ
سن یئمه من ییه رم، دعواسی دای اولمویاجاق
اولاجاق آغلامیان، میرزه ده گریان قارادغ
ایکی قارداش آراسیندا، آخیری دوزدی "آراز"
اولاجاق "مشکین" – "اهر" بیر "شکی" – "شیروان" قاراداغ
قان سورانلاردا، قیزیل تشنه بوگون قان قوساجاق
خالق آلیله اولاجاق، کاخ لاری ویران قاراداغ
حق ائوی شاه دا ییب، مالادا، هرکیمه گلیب
اؤگئی اولادا دئییب هانسی نه نه جان قاراداغ
سه نین اولادین ایدی، نهضت مشروطه ده ده
باغلایان مللت ائلین قان ایله پیمان قاراداغ
هر قیامی که اولوب ریشه سین آختارسان اگر
چاتاجاقدیر سنه ای موطن پسیان قاراداغ
پسیان - تورنتو

خسرو سرتیپی:سال 61 كه در مقطع راهنمايي (سال سوم) در »كليبر« مشغول تحصيل بودم اكثر دبيران مدرسهمان به غير از چند نفري، همه »اهري« بودند كه تعدادي از آنها نيز به شعر و هنر علاقهي خاصي داشتند. يكي از آنها كه معاون مدرسه هم بود، سر صف آمد و اعلام كرد زنگ سياحت آينده يكي از شاعران مشهور »اهر« براي شما شعر خواهد خواند و من كه يواش يواش به عرصهي شعر قدم ميگذاشتم، بيشتر از همه منتظر و علاقهمند زنگ سياحت شدم تا از سرشوق ببينم اين شاعر كيست كه براي ما شعر خواهد خواند. بالاخره مردي با قيافه و تيپ مخصوص شاعرانه كه همهگان را متوجه سيماي خود كرده بود در سر صف حاضر و روي صندلي ايستاد. با لحني زيبا و بياني شيوا همراه با قدي رعنا چندين قطعه شعر را براي دانشآموزان »كليبري« قرائت كرد. شاعر همهي دبيران و معلمان حاضر و دانشآموزان را تحت تاثير قرار داد. به طوري كه دانشآموزان با كف زدنهاي ممتدِ خودْ شاعر را وادار به قرائت شعر ديگري كردند. بعد از پايان شعرخواني معاون مدرسه كه آقاي ناظم ميگفتيم، ضمن تشكر از حضور شاعر مهمان در »كليبر« او را چنين معرفي كرد: »بچههاي عزيز! شاعري كه براي شما شعر خواند و لذت برديد، همكار فرهنگي و پيشكسوتمان استاد »عباس بارز«؛ شاعر بزرگ قرهداغ ميباشد.« و من براي اولين بار با شعر و سيماي »بارز« آشنا شدم. نام او و شعر او چنان در ذهن و روح من جاي گرفت كه با اصرار وارد اتاق مدير شدم و دستان »بارز« را با تمام وجود فشرده و بوسيدم.
عشق چيزي را، جز آنچه خود به انسان داده است، از او نمي گيرد؛ نه كمتر و نه بيشتر. تجربه آن لذت بخش است و از دست دادن آن درد آور. ولي بايد عشق را تجربه كرد، زيرا بدون اين تجربه انسان قادر نخواهد بود، به جهان هستي عشق بورزد.

این كتاب زیرنظر هیات علمی كنسرواتوار موسیقی باكو، با ترجمه و ویراستاری جواد كریم نژاد، از سوی انتشارات ریتم با همكاری موسسه فرهنگی هنری نغمه آفرینش چاپ شد.
كتاب مكتب قوپوز مجموعه ای ازمهم ترین و مفیدترین اطلاعات درباره تكنیك اجرایی قوپوز و موسیقی عاشیقی می باشد كه با ارایه مباحث علمی از جایگاه ویژه ای در آموزش این ساز برخوردار است.
این مجموعه نخستین كتاب علمی در زمینه موسیقی عاشیقی محسوب میشود كه هدف اصلی از انتشار آن بر طرف كردن كاستی های آموزشی در زمینه اجرای صحیح تكنیك ها مطابق با استانداردهای موسیقی جهانی و آموزش تئوریك و علمی مورد نیاز هنرجویان سازعاشیقی است.
مولف این كتاب از فعالان و اساتید بنام موسیقی عاشیقی است كه دیپلم افتخار موسیقی بین المللی از اسپانیا را كسب كرده و به همراه گروه دالغا (موج) در اغلب كشورهای جهان از جمله آلمان، هلند، اسپانیا، كانادا، ژاپن، تركیه، كلمبیا با اجرای كنسرت های موسیقی به معرفی موسیقی عاشیقی پرداخته است.
چنگیز مهدی پور پیش از این سه كتاب در زمینه موسیقی عاشیقی، قوپوز مكتبی، عاشیق های قدیم و جدید و عاشیق هاوالاری را تالیف و فعالیت های فراوانی در شناساندن موسیقی عاشیقی داشته است.
مكتب ساز 'قوپوز' با ارایه سرفصل های جدید آموزشی مورد نیاز هنرجویان، طرز اجرا و تكنیك ساز برطبق اصول علمی درهشت پوزیسیون ساز، منحصر به فرد می باشد.
این كتاب 344 صفحه ای، در قطع رحلی با شمارگان دو هزار و 200 نسخه به همت انتشارات ریتم عرضه شده و متن تركی آن توسط كنسرواتوار موسیقی باكو، به زودی در جمهوری آذربایجان برای تدریس در مراكز علمی و آموزشی موسیقی در این كشور و تركیه منتشر خواهد شد.
قُپوز، چُگور یا چوگور سازی است از خانواده سازهای زهی مقید از رده تنبور كه به آن دوتار نیز میگویند.
این ساز مركب از یك قطعه چوب مجوف بر شكل عودی كوچك است كه دارای پنج وتر است.
ساختمان این ساز از یك كاسه طنینی گلابی شكل و دسته ای مانند دسته تنبور تشكیل میشود كه كاسه اش از سه تار بزرگ تر می باشد.
نواختن این ساز هنوز هم میان تركمانان و اهالی آذربایجان ایران رایج است قپوز رایج در جمهوری آذربایجان و نواحی ترك نشین ایران، معمولا 9 سیمه است و نسبتا از دو تار و تنبور بزرگ تر است.
این ساز نزد عاشیق ها (نوازندگان این ساز در آذربایجان) قپوز (و ساز) نامیده میشود و سازی شبیه باغلاما می باشد.
تفاوت قوپوز معمول در منطقه همدان با قوپوز یا ساز عاشیق های مناطق دیگر آذربایجان و سازهای مشابه تركیه ای (چؤگؤر، باغلاما، تامبورا و دیوان) در كوك سیم ها و تعداد و فواصل پرده هاست و همچنین سازهای مذكور در شكل و اندازه كاسه و صفحه تفاوتی اندك با هم دارند.

|
تبریز - خبرگزاری مهر: حفاریهای غیرمجاز و غارت آثار تاریخی ایران به یکی از آفتهای حوزه میراث فرهنگی تبدیل شده و در تازه ترین مورد، مناطق تاریخی و حفاظت شده کیامکی مورد هجوم غارتگران آثار تاریخی قرار گرفته است. | |
|
به گزارش خبرنگار مهر، صدور حکم دادگاهی در لندن به نفع ایران در خصوص بازگرداندن اشیای به غارت رفته از جیرفت گرچه باعث خوشنودی شد اما داغ چپاول آثار تاریخی ایران را دوباره زنده کرد. در آن سالها نیز گرچه رسانه های مختلف در خصوص غارت آثار تاریخی منطقه هشدار می دادند اما سازمان های مسئول دیر به فکر چاره افتادند بطوریکه آثار کشف شده از همین منطقه، زینت بخش حراجی ها و موزه های اروپایی گردید. همینک نیز به نظر می رسد به دنبال کشف آثار تمدن باستانی "کرا - ارس" در ارسباران، نوبت به این خطه از میهن اسلامی رسیده تا در سکوت یا بی اطلاعی دستگاه های مسئول، مورد هجوم سودجویان میراث تاریخی کشور قرار گیرد.
منطقه حفاظت شده کیامکی که برخی از آثار تاریخی به طور پراکنده در آن به چشم می خورد "ما با وجود اینکه به سلاح کلاشینکف مجهز بوه و کاملا به منطقه آشنا هستیم به خاطر وجود حیواناتی مانند پلنگ و خرس و گرگ هرگز شب هنگام وارد منطقه نمی شویم اما نمی دانیم حفاران غیرمجاز با چه جراتی و چگونه تجهیزات خود را وارد منطقه کرده و شبانه اقدام به حفاری می کنند!" این قسمتی از سخنان یکی از محیط بانان مستقر در منطقه حفاظت شده ارسباران است که ضمن نشان دادن آثار به جای مانده از حفاری های غیرمجاز، در خصوص خطرات و سختی های ورود به منطقه می گوید. وی ادامه می دهد: برای ایجاد گودالهایی به عمق دو تا چهار متر باید تجهیزات مختلفی را ساعتها با پای پیاده به منطقه آورد و شبانه به دور از چشمان ماموران، اقدام به حفاری کرد که به دلیل داشتن ریسک بسیار بالا، از عهده هرکسی بر نمی آید. گفته های محیط بانان منطقه نشان می دهد، یا حفاران یاد شده از جرات و جسارت بسیار بالایی برخوردارند یا اینکه معلوم نیست چگونه می توانند از موانع طبیعی و انسانی موجود گذشته و شبانه ضمن ورود به منطقه اقدام به حفاری کرده و سپس خارج می شوند!
نمونه ای از گودال های حفاری شده در منطقه کیامکی در همین حال، تراب محمدی رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان شرقی در گفتگو با خبرنگار مهر ضمن اظهار بی اطلاعی از وجود حفاری های غیرمجاز در منطقه کیامکی گفت: بررسی کارشناسان ما قبل از این نشان می داد در آن منطقه آثار چندانی وجود ندارد اما این گزارش مبنی بر حفاری های غیرمجاز در منطقه، ما را مجاب به بررسی مجدد آن حوزه خواهد کرد. وی در عین حال با بیان اینکه منطقه یاد شده تحت حافظت محیط زیست بوده و نیروهای یگان حفاظت ما حضور چندانی در منطقه ندارند افزود: یگانهای مسلح محیط زیست همواره در منطقه حفاظت شده کیامکی گشت زنی می کنند و به طور طبیعی امکان حضور نیروهای یگان حفاظت میراث فرهنگی در منطقه یاد شده وجود ندارد. محمدی یادآور شد: حضور همزمان نیروهای مسلح یگان حفاظت میراث فرهنگی و محیط زیست در منطقه به طور حتم می تواند در وظایف یکدیگر تداخل ایجاد کرده و مشکلات بیشتری به وجود آورد. رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان شرقی تصریح کرد: از آنجا که کیامکی یک منطقه حفاظت شده بوده و هرگونه درگیری و تیراندازی مشکلات حاشیه ای دیگری به وجود می آورد، لذا محافظت از طریق یک کانال بهتر خواهد بود.
وجود آثار تاریخی همچون قلعه های سربه فلک کشیده در منطقه حفاظت شده کیامکی در همین حال، بیوک رئیسی، مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان شرقی نظر دیگری دارد. وی به خبرنگار مهر گفت: اینکه در مناطق تحت مدیریت محیط زیست هیچ کس نمی تواند حضور داشته باشد حرف اشتباهی است! رئیسی تصریح کرد: محیط زیست برای اشخاص معین به ویژه برای دولتی ها زمینه ای فراهم کرده است تا بتوانند ماموریت خود را انجام دهند. مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان شرقی اظهار داشت: در آذربایجان شرقی تعامل بین محیط زیست و دستگاه های دیگر بی نظیر و در سطح عالی است بنابراین اگر مجموعه ای درخواست همکاری کند محیط زیست با نظر مثبت این درخواست را خواهد پذیرفت.
سنگهایی با نقوش خاص که اغلب حفاری ها اطراف آنها صورت می گیرد وی افزود: در خصوص رصد کردن فعالیت های حفاری غیرمجاز در مناطق تحت مدیریت حفاظت محیط ریست آذربایجان شرقی هیچ منعی برای میراث فرهنگی وجود ندارد و به زودی در این خصوص یک تفاهم نامه منعقد و تبادل خواهد شد. البته برخی کارشناسان محیط زیست بر گفته های بیوک رئیسی نقد وارد می کنند. به اعتقاد این عده، ورود غیرمجاز به مناطق حفاظت شده چه بسا منجر به درگیری با وحوش منطقه شده و یا ایجاد گودالهای عمیق در مسیر حیوانات مشکلات بسیاری را ایجاد خواهد کرد؛ لذا برخورد قاطع یگانهای محیط بانی با این پدیده بسیار ضروری است. تراب محمدی رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان شرقی نیز در خصوص حضور یگانهای میراث فرهنگی در منطقه کوهستانی کیامکی گفت: نیروهای یگان حفاظت میراث فرهنگی در آذربایجان شرقی بسیار محدود بوده و طبیعتا امکان حضور در تمام مناطق تاریخی استان برایمان مقدور نیست. وی با بیان اینکه تاکنون 5 هزار اثر تاریخی و ارزشمند در آذربایجان شرقی شناسایی شده است گفت: تعداد نیروهای یگان حفاظت ما در سراسر استان تنها 70 نفر است!
محمدی با بیان اینکه طبق استاندارد برای هر 20 اثر تاریخی باید یک نیروی حفاظت وجود داشته باشد گفت: در آذربایجان شرقی برای حدود 70 اثر یک مامور حفاظت وجود دارد. رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان شرقی در پاسخ به اینکه با توجه به محدودیت نیروی انسانی پس چه تدبیری برای حفاظت از آثار تاریخی اندیشیده خواهد شد اظهار داشت: قطعا در چنین مواردی تقسیم کار، همکاری بین بخشی و جلوگیری از تداخل و تکرار بهترین راهکار است. وی با اشاره به کشف آثار تمدنی 5 هزار ساله "کرا - ارس" در حاشیه رو ارس تصریح کرد: در آن منطقه هنگ مرزی ناجا همکاری بسیار خوبی با میراث فرهنگی داشته و با هرگونه حفاری غیرمجاز برخوردهای لازم صورت گرفته و لزومی به حضور پررنگ نیروهای یگان حفاظت ما وجود ندارد.
محمدی گفت: در این منطقه نیز همکاری بین بخشی میراث فرهنگی و محیط زیست قطعا به نفع هردوطرف خواهد بود. رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان شرقی با تاکید بر اینکه خبر حفاری های غیرمجاز در این منطقه را برای نخستین بار دریافت می کند تاکید کرد: امیدواریم با این گزارش، موضوع یاد شده کانون توجهات قرار گرفته و با تعامل و همکاری بین بخشی، مشکلات موجود در منطقه کیامکی برطرف شود. محمدی اظهار داشت: به زودی گروهی از کارشناسان را برای بررسی منطقه اعزام و نتیجه این بررسی ها به اطلاع عموم خواهد رسید. ----------------------------------------- عکس و گزارش: مهرداد خوشکار مقدم |
«مرگ خیلی آسان میتواند به سراغ من بیاید، اما من تا میتوانم زندگی کنم، نباید به پیشواز مرگ بروم. البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبرو شوم که میشوم، مهم نیست. مهم این است که زندگی یا مرگ من، چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد…»
سلام دوستلار.
امروز بعد از مدتها رفته بودیم استخر الجواد شهرستان اهر.خلاصه یئریز بوش.آبی سرشار از کلر(۸۰ درصد کلر و ۲۰ درصد آب)اصلا فکر کنم به کلر آب اضافه کردند.الان که دارم ان مطلب رو می نویسم چشمهای از چنان سوزشی رنج می برند که دیگر مشکلات تنفسی ناشی از استشمام کلر از یاد رفته.انحصاری بودن این استر در شهرستان و نبودن استخری دیگر موجب شده که اهالی فهیم که بدشون هم نمیاد درچنین آبی شنا کنند،مضرات این محیط ورزشی،فرهنگی؟را درک ننمایند و مسئولین محترم که مثل همیشه بی تفاوت تشریف دارند به امور این مکان رسیدگی ننمایند.مراقب سلامتی مان باشیم.
قره داغ اهلی بیلیر من نئجه دیوانه سی ام
بابکین داش قالاسی، هم نبی کاشانه سی ام
ایسته دیم بیر کره ده سیره چئخام بو ماحالی
آیلارین هیجرانینا سون قویا بلکه وصالی
کونلومو چَن بورویوب دوغما دیاردان آرالی
آخی من خان آرازین قان دولو پیمانه سی ام
قاراداغ اولکه سینین گور نئجه دیوانه سی ام
سئومیشم زیره سی قار سهرامانی شاه داغئنین
باش بولاق اورتا قجللی قارالار یایلاغینی
مرد اگیت میدانینی طُرفه گؤزل اویلاغینی
داغئنی اصلانینی سئت قایادان لانه سی ام
قاراداغ اولکه سینین گور نئجه دیوانه سی ام
منی مفتون ائلیین ورزقانین حیواسی دیر
کیوانین آغ قیزیلی، مینجوانین بوغداسی دیر
بیر کلیبر زغالی، بیرده اهر آلماسی دیر
اوشتبین آغ نارینین قئرمزی شاهدانه سی ام
قاراداغ اولکه سینین گور نئجه دیوانه سی ام
بسله نیب تای حضره هر قارا گوز قئز گلینی
وئرمییب هر اوتن اغیار الینه پاک الینی
وئرمه رم یوز لادانه آی بنیزین بیر تئلینی
گول خانیم نازلی صنم گول پری، گول دانه سی ام
قاراداغ اولکه سینین گور نئجه دیوانه سی ام
بو ائلین صنعتینه،حکمتینه باش اوجادیر
چون جوان عاشیق حسین تک اولو شاعر یارادیب
افتخاریم او مرام عاشیقی صنعت کاریدیر
شاهدین داش اولان اوچ قارداشین افسانه سی ام
قاراداغ اولکه سینین گور نئجه دیوانه سی ام
سای حساب سیز بیلیرم کئچمیشینین قهرمانی
بیر مثل چون او وطن خادیمی ستارخانی
نبی تک چوخدی بئله خان بیه، قان اود دورانی
عاشیقی هر تکی ام قربانی هر دانه سی ام
قاراداغ اولکه سینین گور نئجه دیوانه سی ام
شعر گنجینه سی دی اوستاد عاشیق مسکنی دیر
خزرین حجمی قدر فولکلوریندان غنی دیر
شاعرین الهامی گوم گوی چمنی، گولشنی دیر
خان چوپان قوشماسی نین اینجه سی دردانه سی ام
قاراداغ اولکه سینین گور نئجه دیوانه سی ام
صحبت آچدیمسا دئیم تئللی سازین قدرتینی
مین کونول لر داشییر معنوی ائل ثروتینی
میللته دئلغمی آتدیقجا آنار قدرتینی
خان کرم مجلیسینین غم ائوی غم خانه سی ام
قاراداغ اولکه سینین گور نئجه دیوانه سی ام
بیر زمان باسقی ائدیب شاهلیق ائده نلر ائلیمه
خور باخیب دیر بایاتی قوشما گارایلی دیلیمه
او سببدن چکیلیب غم سه گاهین زابلیمه
بیر شکسته قره باغ ماهنی سنین زیل سسی ام
قاراداغ اولکه سینین گور نئجه دیوانه سی ام
دئیرم بیرده گوره یدیم او گوزل چاغلارینی
تویلی بایراملی بوتون کندلی اولماغلارینی
بهمن افسون ائده ن نغمه لی یئغناغلارینی
مرادین چالدیغی اول تئللی سازین شانه سی ام
قاراداغ اولکه سینین گور نئجه دیوانه سی ام
خالقینا ائتسه ستم ظالیم آغیر گون گوزاران
عکس ائدر ماهنی سینا شعرینه نفرتله اینان
ارتجاع ریشه سینه اودلی قلم ضربه ووران
ستارین سرمایه شعرینده کی تازیانه سی ام
قاراداغ اولکه سینین گور نئجه دیوانه سی ام
دینله اشعاریمی ای خالقلارا ظلمت توره دن
ایسته یب هر بیر عوام خلسه سایاق عقلی گؤده ن
بابکین اولکه سینه سورسه خلافت یئنی دن
شمشیره ال آپاران شاعره مردانه سی ام
قاراداغ اولکه سینین گور نئجه دیوانه سی ام
شعر از محمد قاراداغلی
آراز رودی با افسانه ها و حماسه ساز.رودی که در دامانش دلاورانی پرورانیده که سالیان سال است در سینه مردم زندگی می کنند و حماسه آُفرینی آنها هنوز زبانزد عام و خاص است.آنچه امروز به آراز اهمیتی دو چندان می دهد ایفای نقش آن در طول تاریخ بوده.جنگهای ایران و روس و قرار گرفتن این رود مرز دوکشور،پلهای خداآفرین،کشف تمدنی هفت هزارساله در پیرامون این رود و...
آراز همواره یاد اشخاصی را زنده می کند که برای بشریت کوشیده اند و چه بسا جانشان را در این راه فدا کرده اند.صمد بهرنگی،پریزاد شیرزن قره داغی و شاعرانی چون حکیم نباتی و ستار گل محمدی و علی جوادپور و ....
و آری قارداغ سالیان سال است که با آراز زنده است و زنده خواهد ماند.
آراز آراز خان آراز
سولطان آراز خان آراز
آراز اوسته بوز اوسته
کاباب یانار کوز اوسته
قوی منی اولدورسنن
دانیشدیغیم سوز اوسته
آراز آراز خان آراز
سولطان آراز خان آراز
سنی گوروم یاناسان
ائل دردینی قان آراز
آراز سندن کیم کئچدی
کیم غرق اولدو کیم کئچدی
فلک گل ثابیت ائیله
هانسی گونوم خوش گئچدی
عزیزیم آی هارایلار
هر اولدوز لار هر آیلار
چیمنده بیر گول بیتیب
سوسوزوندان هارایلار
ساوالاندا بوز باغلار
دوره سی یارپیز باغلار
گون اولار زامان گئچر
ائللر سنه سوز باغلار
صمد گلیر گوله گوله
دوشونده باخ قیزیل گوله
هر الینده دورد کیتاب
دونده ریب تورکو دیله
پدر وبلاگ نویسی قره داغ(ارسباران)دیگر نمی نویسد.یک اهری و اتفاقت ساده نام آشنایی برای وبلاگ نویسان اهر و منطقه ی قره داغ است اما بعد از فیلترینگ پی در پی و مداوم دیگر در این وبلاگ جدیدش یک اهری و اتفاقات ساده نمی نگارد.اهری جان بنویس منتظرت هستیم.برای او و خانواده ی محترمش و برای تمامی وبلاگ نویسان قره داغ آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.






